خرید بک لینک

من از انتظار تو
تمام پاییز را...
قدم زده ام؟!
تو به دنبال کدام بهاری...
که این قدر بی پروا...
از پاییز عاشقانه ی من
عبور کرده ای...
آن هم بدون
هیچ رد پایی!

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:48

ميان باغِ اناری ...
لگد به درخت می زند كودك...
می ريزند برگ ها !
انارها، نه...
من آن كودكم ...
انارها همه تو...

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:48

بعضی رابطه, ها نه عادت است
نه عشق است
نه دوست داشتن...
چیزی فراتر از این هاست!
و خوب میدانی که
نه تو برای او میمانی
نه او برای تو...
ولی
هر دو بی هم نمیتوانید بمانید!
و این دردناک ترین رابطه, ی دنیاست...

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

من فقط عاشق اینمحرف قلبتُ بدونمالکی بگم جدا شیمتو بگی که نمیتونممن فقط عاشق اینمبگی از همه بیزاریدو سه رو پیدام نشه تاببینم چه حالی داریمن فقط عاشق اینمعمری از خدا بگیرمانقدر زنده بمونمتا بهجای تو بمی

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

بحثمان كه ميشدحرفهاى دلمان رابه زبانِ آهنگ براى يكديگر ميفرستاديممن با ترانه هاى انتخابى ام تصدقش ميرفتم واو تا ميتوانست ناز ميكرد...آنقدر اين بازىِ شيرين ادامه داشت تا مجبور ميشدم برايش بنويسم:+آشتى؟

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

از همیشه, دوست ترت دارم؛
وقتی نشانهها،صدای تو را با گوشهایم آشناتر می کنند...
یا چشمهایم از فرطِ گیراییِ چشمانِ تو با خوابها بیگانه می شود!
وقتی لمسِ سرانگشتانِ تو ؛ مرا به لمسِ یک روزِ شیرینِ دلچسب حتی در خیال عادت می دهد...
وقتی آرام و بی خیال،بی هیچ علتِ منطقی بی هوا لبخند می زنم و بند بندم از هیجانی غریب به رعشه می افتد!
هزار و یک بهانه پیدا می شود برای دوست تر داشتنت که با واژه ها آشناترم کرده ای؛
در سرزمینِ واژه ها و عباراتِ رو به فراموشی!!

فاطمه پنبه کار

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

آخرِ شب هايمان
بيشتر به فيلمهاى هندى شبيه شده...
يك تنه،جلوى صدها فكر و خيال مى ايستيم
و همه شان را از پا در مى آوريم!

علی قاضی نظام

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

آدم های عاشق را ...
از راه رفتن هایشان بشناس...
آرام و آهسته راه می روند
از بس با چشم هایشان
دیده اند که عشق
از آن ها فرار کرده
حتی می ترسند
قدم از قدم بردارند...

علیرضا_اسفندیاری

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

خوبم ...
شبیه گلدانی ...
ڪه در ڪنار پنجره ی یڪ خرابه
به گل های سرخ باغ خیره شده است
خوبم...
شبیه کشتی متروکه ای در خشکی...
ڪه می داند دیگر به آب نمی افتد
خوبم...
شبیه گرامافونی ڪه در کنج خانه
سال هاست سکوت کرده است
خوبم و دلتنگی هنوز مرا از پا...
درنیاورده است...

علیرضا_اسفندیاری

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی... لبخند بزنی... بی تفاوت باشی...؟شده دلتنگی بپیچد به دلت، راه نفست را ببندد، خفه ات کند...هی دستت برود سمت گوشی...برش داری... نگاهش کنی... پرتش کنی.....برش داری

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

دلبستگی, ...ربط عجیبی ...با آدم های بلاتکلیف دارد...می نشینی و می گذاری ...یک آدم طول و عرض علاقه ات را ..بارها برود و برگردد...گاهی با وعده های شیرین..گاهی با دروغ های شاخ دار...گاهی با توهین و تمسخر.

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

صفحه بندی